و تدبير كنندهء آن دارد . يعنى در زمين قطعههايى است نزديك بهم ، ظاهرا منظور آنست كه بعضى از آنها شورهزار هستند و كوه و سنگلاخ كه قابل كشت نمىباشند ولى بعضى آماده براى كشت و نشان مىدهد كه اگر خدا مىخواست همه را غير قابل كشت مىآفريد و شما بهرهمند نمىشديد و يا منظور آنست كه آن قطعهها از لحاظ استعداد كشت متفاوت هستند و هر يك براى نوعى از كشت صلاحيت دارد تا همهء اصناف ميوه به دست بشر بيايد .
و در زمين باغاتى از انگور و در آن انواع كشت و نخلهاست نظير هم و مخالف هم « 1 » كه همه از يك آب آبيارى مىشوند ، اما ميوهء آنها بعضى بر بعضى برترى دارند و در شكل ، طعم ، حجم ، رنگ ، نرمى ، سفتى و مانند آن مخالف هم مىباشند ، اين عجب است كه از يك هوا و يك خاك و يك آب اينهمه ميوههاى گوناگون به وجود آيد و پشتوانهء زندگى انسانها و حيوانات باشد ، با كمى تعقل خواهيم دانست كه اينها همه از ربوبيت خاص و نفوذ يك اراده و مشيت خاص حكايت مىكنند و توحيد خالص را ياد مىدهند و اختلاف خواص تخمها و ميوهها حاكى از نظام اتم عالمند و چون استنتاج از اينها موقوف بمقدمات عقليه است لذا فرموده :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
اين بيان يك بيان ساده و عموم فهم و در عين حال عقلى و فطرى است و اگر اسرار علمى روئيدينها را در نظر بگيريم مانند طبقات برگها ، كربنگيرى گياهان ، عوامل پيچيده نر و مادگى و امثال آنها ، در حيرت فرو خواهيم رفت ، كافى است كه بدانيم گياهان روى زمين ساليانه صد و پنجاه ميليارد تن ائيدروژن را با دويست و پنجاه ميليارد تن كربن تركيب كرده و چهارصد ميليارد تن اكسيژن در هوا آزاد مىكنند و اكثر اين عمل شيميايى
هامش
( 1 ) مانند خرماى زرد و سياه ، انگور سفيد و قرمز ، خيار معمولى و خيار چنبر و . . .
مىشود گفت كهصِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍوصف نخيل و يا وصف همه است .