با آنكه اينها از اخبار وحى آسمانى است بيشتر مردم و لو به ايمانشان حريص هم باشى ايمان نمىآورند « خبر » « ما » و آن به معنى « ليس » است ،
وَ لَوْ حَرَصْتَ
تقديرش « و لو حرصت بايمانهم » است .
104 -
وَ ما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ
.
لفظ « عليه » راجع به قرآن است ، اگر مردم فكر كنند كه تو براى قرآن مزدى نمىخواهى و فقط مىخواهى آنها را بيدار كنى تا طريق راست زندگى و نظام هستى را بدانند كه اين قرآن مايه بيدارى جهانيان است ، آن سبب ايمان آنها مىشود .
105 -
وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ
.
يعنى نه تنها به قرآن بىاعتنا هستند بلكه بسيارى از آيهها و دلائل توحيد خدا و نظام متقن جهان در آسمانها و زمين هست كه بر آنها مىگذرند و توجهى نمىكنند منظور از مرور شايد مكرر ديدن آنها باشد .
106 -
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
.
يعنى آنهايى كه هم توجه كرده و ايمان مىآورند ايمانشان آميخته به شرك است ، و ايمان خالص را پيدا نمىكنند . گويى مراد آنست كه در عين اعتقاد به خدا به بعضى از وسائل مادى به نظر استقلال نگاه مىكنند و يا منظور از شرك ظاهرا شرك خفى است آنكه گناه مىكند از اين جهت مشرك است كه در بعضى كارها از خدا و در بعضى از شيطان و نفس دستور مىگيرد لذا در روايات آمده كه منظور ، شرك طاعت است نه عبادت در تفسير عياشى از زراره از امام باقر عليه السّلام نقل شده :
« قال شرك طاعة و ليس بشرك عبادة و المعاصى التي تركبون مما اوجب اللَّه عليها النار شرك طاعة اطاعوا الشيطان و اشركوا باللَّه فى طاعته و لم يكن بشرك