فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ
.
اين آيه در رابطه با آيه فوق و نحوهء جريان آمدن عذاب است يعنى حال آن مكذبان چنين بود كه چون پيامبران از ايمان آوردن آنها نوميد شدند عذاب آمد ، اهل ايمان نجات يافتند و كفار هلاك شدند : بهترين طريق در معناى آيه آنست كه فاعل « ظنوا » امّتها باشد يعنى : چون پيغمبران از ايمان آوردن مردم مأيوس شدند و مردم نيز گمان كردند كه پيغمبران به دروغ به آنها وعدهء عذاب دادهاند ، يارى ما آمد .
براى هر دو شق در قرآن آيات ديگرى آمده است مثل قول موسى كه بعد از يأس مىگويد :
رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى أَمْوالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلى قُلُوبِهِمْ فَلا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ
يونس / 88 و اما ظن امتها نظير جريان نوح كه قومش مىگفتند
بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبِينَ
هود / 27 .
در عيون اخبار الرضا نقل شده كه مأمون از اين آيه از آن حضرت پرسيد حضرت فرمود : پيامبران از ايمان قوم خود مأيوس شدند و قومشان گمان كردند كه پيامبران به آنها دروغ گفتهاند :
« قال الرضا عليه السلام يقول اللَّه : حتى اذا استيأس الرسل من قومهم ان الرسل قد كذبوا جاء الرسل نصرنا »
( از الميزان ) .
اما اينكه فاعل « ظنوا » رسل باشد غير قابل قبول است و با آيات قرآن نمىسازد .
« قد كذبوا » به تخفيف يعنى مكذوب عليه واقع شدهاند و پيامبران به آنها دروغ گفتهاند .
111 -
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
.
اين آخرين آيه است كه مىگويد حكايات انبياء با حكايت يوسف و برادرش