كلمهها
انباء : نبأ : خبرى كه داراى فائده بزرگ و مفيد علم يا اطمينان باشد ، مطلق خبر نيز گفتهاند ، جمع آن انباء است .
اجمعوا : جمع : گردآوردن . اجماع در اكثر اوقات به اجتماع فكر و رأى گفته مىشود ، اجمعوا امرهم » در كارشان هم رأى شدند ، فكرشان را گرد آوردند .
حرصت : حرص : علاقهء شديد . « حرصت » علاقهمند شدى .
كاين : اى بسا . اين كلمه اسم مركب از كاف تشبيه واى منون و مانند « كم » است و اغلب افادهء كثرت مىكند ( اقرب الموارد ) و هفت بار در قرآن آمده است .
يمرون : مر ، مرور : رفتن و گذشتن . « يمرون » : مىگذرند .
غاشية : غشى : پوشاندن و فرا گرفتن . غاشيه : فرا گيرنده و پوشاننده .
بغتة : بغت و بغته : ناگهانى . و آن آمدن چيزى است بدون انتظار و ناگهان .
ساعة : ساعة : جزئى از اجزاء زمان . آن در قرآن به معنى مطلق وقت و زمان آمده ، مانند قيامت ، زمان مرگ و نحو آن .
بصيرة : بصر : بينايى چشم . بصيرت : بينايى و درك و فهم .
استيئس : يأس و استيئاس : نوميدى « استيئس » : نوميد شد .
بأسنا : بأس در اصل به معنى شدت و سختى است به معنى عذاب ، جنگ مرض و غيره آيد كه از مصاديق سختى هستند . « بأسنا » : عذاب ما .
قصصهم : قصص ( بر وزن شرف ) : قصه و قصهگويى ( داستان سرايى ) رجوع