تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
در آن يكسان . موثق : پيمان اكيد و سوگند اطمينان آور . به آيهء 66 رجوع شود . فرطتم : فرط : تقدم و پيش افتادن . افراط : تجاوز بيشتر . تفريط : كوتاهى و تقصير بيشتر « فرطتم » : كوتاهى و تقصير كرديد . لن ابرح : برح كنار شدن . « برح الرجل براحا : تنحى عن موضعه » لفظ « لن » براى نفى ابد است « لن ابرح » هرگز كنار نمىشوم ، چون نفى با نفى مفيد اثبات مىباشد . قرية : شهر . قرء و قرى در اصل به معنى جمع كردن است ، شهر را از آن قريه گويند كه مردم را در خود جمع كرده است در قاموس آمده : « القرية : المصر الجامع » به شهر كوچك و روستا نيز اطلاق مىشود . سولت : تسويل : خوب وانمود كردن و آسان كردن ( رجوع به آيهء 18 ) .

شرحها

در تعقيب ماجراى پرمايه يوسف عليه السّلام در اين آيات مىخوانيم : يعقوب پس از آنكه اجازه داد ، بنيامين را با خود ببرند فرمود : پسرانم وقت ورود به شهر از يك دروازه وارد نشويد و از دروازه‌هاى متعدد وارد شويد ، اين براى آن بود كه از چشم بد در امان باشند البته با اذن خدا . چون به مصر آمدند يوسف بنيامين را پيش خود كشيد و به او گفت : من برادر تو هستم ، آنچه اينان مىكنند از آن محزون مباش . آن گاه كه بارهاى آنها را آماده كرد و پيمانهء گندم را در بار برادرش بنيامين گذاشت وقت حركت كاروان ، غلامان يوسف ديدند