80 - وقتى كه از يوسف مأيوس شدند نجواكنان خود را از مردم كنار كشيدند ، بزرگشان گفت : آيا نمىدانيد كه پدرتان از شما پيمان اكيد گرفته است و از پيش چه تقصيرى دربارهء يوسف كردهايد ، من از اينجا خارج نمىشوم مگر آنكه پدرم اذن دهد يا خدا حكمى بكند كه او بهترين داورانست .
81 - برگرديد به سوى پدرتان و بگوئيد : پدر فرزندت سرقت كرد ، ما فقط به آنچه مىدانستيم شهادت داديم و ما به غيب دانا و حافظ نبودهايم .
82 - بپرس از شهرى كه در آن بوديم و از كاروانى كه در آن آمديم ، ما راستگويانيم .
83 - گفت : نه ضميرتان كار خطرناكى را بر شما خوب وانمود كرده است ، صبر بى شكايت بهتر است ، شايد خدا همه را به من برگرداند كه او دانا و حكيم است .
كلمهها
يا بنى : يعنى اى پسران من . اصل آن بنوى بود ، چون حالت نصب آن با ياء آيد ياء آن در ياء متكلم ادغام شده است .
تبتئس : بؤس حزن و اندوه ابتئاس : محزون شدن و جلب حزن « لا تبتئس » محزون مباش .
سقايه : سقى : آب دادن . سقايه : ظرفى كه با آن آب مىدهند مراد از آن در آيه پيمانه است ، گويى مشربه را پيمانه كرده بودند ، چنان كه در آيه 72 صواع آمده است و به معنى پيمانه مىباشد .
مؤذن : اعلام كننده . اذان و تأذين : اعلام كردن
أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ
: اعلام كنندهاى اعلام كرد ، علم يكى از معانى اذن است ، اذان از آن مىباشد .
العير : عير : كاروان . طبرسى فرموده : در اصل كاروانى است كه از خرها تشكيل مىشود ، سپس به هر قافله عير گفتهاند . به نظر راغب