تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
پيش شاه صريحا گفت كه يوسف گناهى ندارد و من او را به طرف خودم خواندم شاه پس از اين اقرار ، گفت يوسف را بياوريد تا از خواص من باشد ، چون يوسف وارد كاخ پادشاه شد ، شاه گفت تو پيش من امين و محترمى ، يوسف گفت : انبارهاى مصر را در اختيار من بگذار كه دانا و نگه دارم و از عهدهء اين كار بر مىآيم بدينسان يوسف در مصر صاحب اختيار شد ، سبحان اللَّه انسانى كه به صورت برده در بازار مصر فروخته شد در اثر تقوى و ملاحظه رضاى حق به مقامى رسيد كه به فكر انسان نمىآمد . 43 -
وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ
. از لفظ « ارى » معلوم مىشود كه پادشاه مرتب آن خواب را مىديده است ، كلمه
سَبْعَ سُنْبُلاتٍ
يعنى : « ارى سبع سنبلات » منظور از ملاء اشراف و درباريان شاه است « افتونى » يعنى دربارهء خواب من بيان حكم كنيد كه اين خواب از چه چيز حكايت دارد . 44 -
قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعالِمِينَ
. گفتند : آنچه تو ديده‌اى خوابهاى پريشان و مختلف است و آميخته‌هايى از خوابهاى آشفته است ، ما به تعبير چنين خوابها دانا نيستيم بلكه فقط خوابهاى خوب را تعبير مىكنيم . منظورشان از اضغاث ظاهرا آنست كه اين خواب تو از كارهايى كه ديده‌اى و فكرهايى كه كرده‌اى سرچشمه گرفته است و مجموعا خوابهاى آشفته هستند . 45 -
وَ قالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ
. آن همان غلام جوان بود كه يوسف در تأويل خوابش گفته بود : تو ساقى