« كما » دلالت بر تشبيه و يكسانى دارد يعنى شما ما را مسخره مىكنيد و كار ما را احمقانه حساب مىكنيد ما هم تكذيب و عدم اعتنايى شما را احمقانه و بى خردانه مىبينيم و مىگوئيم : زود هست كه بدانيد كدام كس را عذاب خدا فرا مىگيرد على هذا « نسخر » به معنى حال است نه آينده يعنى همين حالا مسخره مىكنيم و مىگوئيم .
39 -
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيمٌ
.
اين آيه همان مصداق مسخرهء نوح و قوم او است ، لازم است قبل از « فسوف » كلمهء « نقول » مقدر باشد جمله
مَنْ يَأْتِيهِ
مفعول « تعلمون » است ، « من » شايد موصول و به معنى « الذى » يا به معناى استفهام « اى » باشد يعنى : به زودى مىدانيد كدام است آنكه عذاب خوارش مىكند . . . در الميزان فرموده : مراد از
عَذابٌ يُخْزِيهِ
عذاب دنيا و غرق شدن و منظور از عذاب مقيم ، عذاب آخرت است .
40 -
حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ
.
غرض از آمدن امر ظاهرا آمدن و شروع عذاب است از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده كه علامت شروع عذاب ميان نوح و خدايش آن بود كه آب از تنور بجوشد « 1 » روايت شده كه آن تنور فعلا در وسط مسجد كوفه واقع شده است « 2 » و اكنون نيز در مسجد كوفه ، آن تنور به صورت گودالى موجود است ، على هذا محل قوم نوح ، كوفه و اطراف آن بوده است ، به مضمون آيهء
فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ
قمر /
هامش
( 1 ، 2 ) تفسير صافى از كافى و مجمع البيان .