« نلزمكموها » به معنى الزام و اجبار است يعنى : شما را به آن ملزم و مجبور مىكنيم .
طارد : طرد : راندن . طارد : راننده و دور كننده . « طردتهم » : راندم آنها را .
تزدرى : زرى ؛ عيب گرفتن و حقير شمردن
تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ
: چشم شما حقير مىشمارد ( در نظر شما حقير هستند ) .
نصحى : نصح ( به ضم اول ) : پند دادن و نصيحت و خيرخواهى كردن .
يغويكم : غى و غوايه : رفتن به راه هلاكت . و نيز به معنى گمراهى است ، اغواء بردن به راه هلاكت و گمراه كردن « ان يغويكم » اينكه گمراه كند شما را .
اجرامى : جرم ( بر وزن عقل ) : قطع و بريدن . گناه را از آن جرم گويند كه عمل واجب را قطع مىكند . گناهكار را مجرم گويند كه كه عمل واجب را قطع مىكند . اجرام : گناه كردن .
شرحها
در رابطه با رسالت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و اينكه مسئله ارسال رسل يك سنّت خدايى است ، از اينجا حكايات نوح ، هود ، صالح ، ابراهيم ، لوط ، شعيب و موسى عليهم السّلام شروع مىشود . در اين سوره حالات نوح از همه قرآن مشروحتر آمده است و به چند قسمت تقسيم مىشود ، قسمت اول احتجاج او است با قوم خود كه آيات يازدهگانه در آن زمينه است ، در اين آيات ، ابتدا نوح نبوت خود را اظهار مىكند ، در جواب او مىگويند تو بشرى مانند ما هستى ، نمىشود پيامبر خدا باشى وانگهى فقط طبقه چهارم و پنجم جامعه كه به حساب نيايد از تو پيروى