باطنى و براهينى است كه به وسيلهء آنها باطن انسان منور مىشود و حق را از باطل تشخيص مىدهد و اگر منظور آيات انبيا باشد بدين جهت است كه او آنها را مىدانست و در ضميرش نقش بسته بود « فانسلخ » حاكى است كه آيات همچون حصارى او را برگرفته بود و او خود به اختيارش از آنها خارج شد ، نتيجهء شكستن حصار آن بود كه شيطان او را تعقيب كرد و عاقبت تعقيب شيطان ورود در راه هلاكت بود ، به هر حال آيات را ناديده گرفت و به آنها اعتنايى نكرد .
176 -
وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ
.
يعنى اگر مىخواستيم با آن آيات مقربش و و الا مقامش مىكرديم ، اما آن را نخواستيم زيرا او ميل به دنيا پرستى و ميل به شهوات كرد و ظالم شد .
و هدايت خدا از دستش رفت كه
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
اين آيه نشان مىدهد كه در اين گونه موارد ارادهء خدا در پى ارادهء بنده است نظير
ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ
.
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
.
فاء در « فمثله » حاكى است كه نتيجه
أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ
چنان حالت را در او به وجود آورده بود كه نسبت موعظه و عدم آن به او يكسان بود نظير
سَواءٌ عَلَيْكُمْ أَ دَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صامِتُونَ
اعراف / 193 .
سگ داراى اين سجيه است كه به او حمله كنى يا نكنى زبانش را بيرون مىآورد پس صفت او همچون صفت سگ شده بود آن گاه فرمايد صفت و حكايت آنان كه آيات خدا را دانسته تكذيب كردهاند همين است ، تو اى پيامبر اين