تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
خدا به او اسم اعظم داده بود ، دعا مىكرد مستجاب مىشد او به فرعون ميل كرد آن گاه كه فرعون در طلب موسى و يارانش بود از بلعم خواست دعا كند تا موسى و يارانش گرفتار شوند ، او به الاغ خود سوار شد تا در طلب موسى برود ، الاغش از رفتن امتناع كرد ، شروع به زدن او نمود ، خدا آن را به تكلم آورد گفت : واى بر تو چرا مرا ميزنى ؟ مىخواهى با تو بيايم تا بر ضد پيامبر خدا و قوم مؤمن دعا كنى ؟ او الاغ را مرتب مىزد تا بمرد ، در نتيجه اسم اعظم از زبانش خارج شد ، آنست فرمودهء خدا
فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ . . .
به نقلى مراد از آن شخص ، امية پسر ابو صلت شاعر ثقفى است كه كتابها را خواند و يقين كرد كه پيغمبرى مبعوث خواهد شد و اميد داشت كه خودش باشد و چون رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مبعوث شد بر او حسد برد و رسالتش را تكذيب كرد ، پس از فوت او اشعارش بوسيلهء خواهرش بر رسول خدا خوانده شد ، حضرت فرمود : « آمن شعره و كفر قلبه » شعرش ايمان آورده ولى دلش كافر شده است ( مجمع البيان ) . در مجمع البيان از امام باقر عليه السّلام نقل شده : اصل در اين قصه بلعم است سپس خدا آن را مثل زده بر هر كس از اهل قبله كه هواى نفس خويش را بر هدايت خدا ترجيح داده است « 1 » 175 -
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ
. مراد از « عليهم » يهود و يا همهء مردم است مراد از آيات كرامتها و آيات
هامش
( 1 ) و قال ابو جعفر ( ع ) الاصل فى ذلك بلعم ثم ضربه اللَّه مثلا لكل مؤثر هواه على هداية اللَّه من اهل القبلة .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 47 | على اكبر قرشى بنابى