يعنى اى پيامبر اگر در آنچه بر تو نازل كردهايم شك داشته باشى از اهل كتاب بپرس آنها گرچه به آن حضرت ايمان نداشتند ولى به او بيان مىكردند كه پيامبران گذشته چنين و چنان گفتند و بر قومشان چنين و چنان گذشت . و آن دليل و اطمينانى براى آن حضرت بود « من قبلك » حال است از « الكتاب » يعنى « يقرءون الكتاب منزلا من قبلك » .
اين استدلال دربارهء ديگران نيز آمده است :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
نحل / 43 مراد از اهل ذكر در اينجا اهل كتابند كه اگر مسلمانان از آنها مىپرسيدند همانطور جواب مىدادند كه قرآن مىگفت . درباره اهل ذكر و تطبيق آن بر امامان عليهم السّلام مطلبى هست كه در سوره نحل خواهد آمد .
نظير اين آيه است آيهء :
أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ
شعراء / 197 يعنى آيا بر اهل مكه دليل نيست كه قرآن را علماء يهود مىدانند .
نمىشود گفت كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در دين خود شك داشت و خدا خواسته با اين وسيله شك او را از بين ببرد بلكه اين كلام را مىتوان به كسى كه يقين دارد از باب كثرت اطمينان و يقين القاء كرد . نظير :
وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
دربارهء ابراهيم عليه السّلام نقل شده كه اين آيه در شب معراج نازل شده و مراد از
الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ
ارواح انبياء است كه دستور آمد از آنها بپرسد ولى معناى طبيعى آيه همانست كه گفته شد رجوع شود به روايات عياشى و تفسير صافى و غيره .
95 -
وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخاسِرِينَ
.
تتمهء مطلب آيه فوق است در آيهء فوق نهى از شك بودن و در اين آيه نهى از تكذيب است كه نتيجهاش خسران و بدبختى است قانون دربارهء همه يكى است