غرض از « شاء » مشيت اجبارى است ، دو تأكيد
كُلُّهُمْ جَمِيعاً
راجع به نفوذ ارادهء خداست در صورت مشيت ، خلاصه آنكه : خدا چنين نخواسته است پس همه ايمان نخواهند آورد و اگر چنان خواهى ، بر خلاف نظر خدا خواستهاى و قدرت اجبار مردم را نخواهى داشت .
100 -
وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ
.
اين آيه حاكى است كه هيچ كس بدون اذن خدا نمىتواند ايمان بياورد ذيل آيه نشان مىدهد كه اذن خدا فقط شامل حال عاقلان و اهل فهم خواهد بود ولى آنها كه اهل عقل و فهم نيستند به جاى ايمان بر پليديشان افزوده خواهد شد زيرا كه به قلوبشان مهر زده شده است
لا يَعْقِلُونَ
.
101 -
قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ
.
آيه ناظر است به اينكه آسمانها و زمين پر است از دلائل وجود خدا و الوهيت او ولى آيات و انذارها بر كسانى كه
حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ
هستند فائدهاى ندارد ، كه بر قلوبشان مهر نهاده شده و بناى عدم ايمان دارند .
« ما » در « ما ذا » به معناى استفهام است .
102 -
فَهَلْ يَنْتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ
.
در پى مفيد نبودن آيات و انذارها فرموده : اهل مكه انتظار نمىكشند مگر مانند پيشامدهاى گذشتگان بگو : منتظر باشيد كه من نيز از منتظرانم « هل » مىشود براى استفهام و مىشود به معناى نفى باشد .