ادعا و معرفى قرآن است ، استدلال اصلى در آيه بعدى خواهد آمد .
به نظر مىآيد « كان » منسلخ از زمان باشد مثل
كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا
مريم / 29 على هذا
وَ لكِنْ تَصْدِيقَ
تقديرش « و لكن كان تصديق الذى » است و آن مصدر به معناى فاعل است يعنى : اين طور نيست كه اين قرآن از جانب غير خدا به خدا نسبت داده شده باشد بلكه اين قرآن تصديق كنندهء تورات و انجيل است كه در پيش آن و در وقت نازل شدن آن هستند و تفصيل و بيان مطلق كتابهاى انبياء است و شكلى نيست كه آن از جانب رب العالمين است و ناشى از ربوبيت خداست . على هذا مراد از « الكتاب » مجموع كتابهاى آسمانى است كه قرآن تفصيل و مشروح آنهاست . راجع به مصدق بودن قرآن رجوع شود به بقره 41 ، آل عمران / 3 .
38 -
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
.
اين آيه در سورهء بقرهء / 33 به تفصيل روشن شده است و تعليل آيهء قبل مىباشد يعنى : اين قرآن از جانب غير خدا به خدا نسبت داده نشده است ، اگر مىگويند : چنين نيست و ساختهء دست بشر است پس يك سوره نظير آن را بياوريد و جز خدا هر كه را توانستيد در ساختن آن به يارى بخوانيد ، اگر راست مىگوئيد كه از جانب خدا نيست ، خلاصه : اگر كار بشر بود بشرهاى ديگر نيز مىتوانستند نظير آن را بياورند .
39 -
بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ
.
اين آيه علّت تكذيب مشركان را در زمينهء قرآن نقل مىكند و در آخر آيه روشن مىكند كه اين علّت عذر آور نيست منظور از تأويل چنان كه در ذيل