تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
قبول داشته‌اند ، پيامبران نمىگفتند : خدا هست بلكه مىگفتند :
اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
چنان كه در سورهء اعراف و مانند آن بارها آمده است . راجع به
تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ . . .
در آل عمران / 27 توضيح داده‌ايم . خلاصهء استدلال آيهء اين است اگر از مشركان بپرسى : كدام كس از آسمان و زمين به شما روزى مىدهد آن مدبر كيست كه به وسيلهء باران . نور آفتاب ، اشعه كيهانى و . . . در زمين ارزاق شما را تأمين مىكند ؟ كيست كه مالك گوشهاى شنوا و چشمهاى بيناست كه به شما داده است ؟ كيست كه زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج مىكند ؟ و به طور كلّى كيست كه امر جهان را تدبير مىكند ؟ آنها هر قدر كه فكر كنند نمىتوانند بگويند : معبودهاى ما اينكارها را انجام داده و مىدهند ، ناچار خواهند گفت : خدا . آن وقت بگو : پس از بت‌پرستي كنار نمىشويد ؟ و از خدا نمىترسيد و براى او شريكان قرار مىدهيد ؟ 32 -
فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
. نتيجه ديگر آيه گذشته است ، حالا كه اقرار كرديد ، آن خدا پروردگار و مدبر حقيقى شماست و جز اين ، هر چه بگوئيد و بپرستيد فقط ضلالت و گمراهى است پس از اين عقيدهء حق به كجا بر مىگرديد ، عامل برگشتن از خدا اميال باطل و عقيده‌هاى سخيف است لذا فعل « تصرفون » مجهول آمده است يعنى عوامل ناحق شما را به كجا مىبرند ؟ ! 33 -
كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
. به قولى مراد از كلمهء ربك جمله
أَنَّهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
است « كذلك » اشاره است به آنچه از دو آيه گذشته استفاده مىشود . يعنى بدينسان كه ديدند و عبرت نگرفتند كلمه عدم ايمان بر فاسقان حتمى و ثابت شد و وجود خارجى پيدا كرد ،