شدهاند و از اين معلوم مىشود كه آنها تدبير جهان را از خدا نمىدانستهاند و آن گاه گفته شده : بتپرستان در اين نظر از گمان پيروى مىكنند كه فائدهاى ندارد . به نظر مىآيد كه مشركان عقيده بارباب انواع داشته و فكر مىكردند كه رب النوعها جهان را اداره مىكنند و بتهاى آنها نمايندهء رب النوعها است ولى اثبات آن از اين آيات مشكل است زيرا كه ظهور
هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ
در بتهاى معمولى است ، آيات فوق اين نتيجه را مىدهد كه بايد فقط بسوى خدا كه آفريننده و اداره كننده است روى آورد نه به طاغوتهاى جهان و قانونهاى طاغوتى و بشرى .
در قسمت دوم بيان شده كه اين قرآن ساختهء دست بشر نيست بلكه بيانگر و مشروح كتابهاى آسمانى و از جانب خداست و اگر مشركان راست مىگويند يك سوره نظير آن را بياورند . آن گاه در بيان علّت عدم ايمان آنها گفته است كه علم كافى به قرآن يا بعضى از آن ندارند از آن طرف واقعيت گفتههاى قرآن هنوز نيامده تا وادارشان به ايمان كند ، مشركان گذشته نيز در چنين حالى بودند و در آيهء 40 روشن شده كه اين حال ناشى از افساد آنهاست . در آخر تحليلى در بيان بعضى از حالات مشركان و عاقبت كار آنها آمده است .
31 -
قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ
.
اين آيه در زمينهء تدبير جهان است نه خلقت آن ، مىخواهد بگويد :
گردانندهء جهان همان آفرينندهء آن است و از جواب فرضى آنها
فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ
اين مسئله كاملا روشن مىشود ، به هر حال معلوم مىشود كه اين كارها را از خدا نمىدانستند ، در گذشته گفتهايم كه اختلاف مشركان با پيامبران در مسئله الوهيت و تدبير جهان بوده است و گرنه مشركان خدا را به عنوان خالق و آفريننده