فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
: به كجا برگردانده مىشويد .
يهدى : به تشديد دال در اصل يهتدى بود تاء به دال مبدل و در آن ادغام شده است .
سورة : سور ( بفتح سين ) : بالا رفتن با جهش « و ثوب مع علو » ( و بضم سين ) : ديوار شهر است سورهء : مرتبهء بلند ، چنان كه راغب و طبرسى گفتهاند ، در مجمع البيان فرموده : آن از سور البناء اخذ شده . . .
هر سوره از قرآن به مثابهء درجه بلندى است كه قارى قرآن از يكى به ديگرى بالا ميرود .
تأويله : اول : رجوع . « آل اليه : رجع » تأويل : برگشت دادن و برگشتن تأويل در قرآن لازم و متعدى آمده است .
الصم : صم ( بر وزن عقل ) : بستن « صم القارورة : سدها » صمم ( بر وزن شرف ) كر بودن . اصم : كر مادرزاد جمع آن صم است .
العمى : عمى : ( بر وزن عمل ) كورى . اعمى : كور . جمع آن عمى ( بر وزن قفل ) است مراد از آن در آيه فقدان بصيرت و نادانى است .
يلبثوا : لبث : توقف ، درنگ و ماندن . « لم يلبثوا » درنگ نكردند .
يتعارفون : عرف : شناختن « يتعارفون » : همديگر را مىشناسند ، بين الاثنين است .
شرحها
در قسمت اول از اين آيات روشن شده كه تدبير جهان در دست خداست على هذا بتپرستان كه خدا را فقط خالق مىدانستند نه تدبير كننده ، محكوم