تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
19 -
وَ ما كانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيما فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
. اين آيه در رابطه با اين حقيقت است كه با همهء اين اختلاف و سرپيچى از قانون خلقت و توحيد ، چون انسانها در وسعت مهلت و مجال هستند ، امكان خواهند يافت تا توبه كنند و به راه توحيد برگردند و يا در كفر و شرك آن قدر ادامه بدهند كه عذاب و پاداششان مطابق حق و عدالت باشد و اگر اين ناموس نبود به زودى گرفتار مىشدند ، در آيه
كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً . . .
/ بقره 123 گفته شد : اختلاف فيما بين مردم دو گونه است يكى اختلاف در امور مادى و زندگى و آن لا بد منه است و قوانين و اديان آسمانى براى رفع آن حدودى معين كرده‌اند تا هر كس به حق خود قانع شود . دوم : اختلاف در امور عقيدتى و توحيد و اسلام ، اين اختلاف ، ضرورى نيست بلكه غرض ورزان و بدكاران از روى حسد و اغراض دنيوى و روى حب جاه و مال آن را به وجود آورده‌اند چنان كه قرآن فرموده :
فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ
« جاثيه : 17 و نيز آيات بقرهء : 213 ، آل عمران / 19 شورى / 14 . مراد از آيهء مورد تفسير ظاهرا اختلاف دوم است يعنى : مردم در توحيد و خداشناسى يك امت بودند سپس اختلاف كردند و به مؤمن و مشرك و مانند آن تقسيم شدند ، اگر خواست خدا در مهلت نبود آنان كه دانسته اختلاف مىكنند و بشريت را به تفرقه مىكشند معاقب مىشدند و اللَّه العالم . 20 -
وَ يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ
. پيداست كه قرآن را تحقير كرده و آن را معجزه و آيهء خدا حساب نمىكردند ،