تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
فلك : ( بضم فاء ) كشتى . در واحد و جمع به كار رود ، مراد از آن در آيه جمع است . عاصف : عصف : شدت ، عاصف : شديد و تند . يبغون : بغى : طلب ، لفظ
بِغَيْرِ الْحَقِّ
نشان مىدهد كه آن به معنى مطلق طلب است مراد از « يبغون و بغى » ظلم است كه طلب ناحق است . مرجعكم : مرجع : مصدر ميمى است به معنى رجوع .

شرحها

در اين آيات بررسى موضع مشركان ادامه پيدا مىكند بدين بيان كه مشركان به اصنام بى نفع و ضرر پرستش مىكردند و آنها را ميان خود و خدا واسطه‌ها و كارسازها مىپنداشتند ، در جواب آمده : اين پندار غلط است و اگر مردم طبق سنت خدايى در مجال و مهلت نبودند در مقابل اين عمل هلاك مىشدند . از آن طرف مشركان قرآن كريم را تحقير كرده و مىگفتند : چرا بر نبوت خويش معجزه‌اى نمىآورد ، در جواب آمده منتظر آينده باشيد كه اين تحقير شما را خواهد گرفت . آن وقت در آيات بعدى يكى از روحيات انسان نقل شده و آن اينكه : انسان فراموشكار و ناسپاس است ، چون گرفتارى از او رفع مىشود ، آن را فراموش كرده و به طغيان مىافتد و چون گرفتارى آيد ناله سر مىدهد و پس از رفع آن خدا را فراموش كرده به شرك و كفر خود باز مىگردد ، آن گاه مشركان بر اين مطلب تطبيق شده‌اند . به هر حال : جباران روزگار و منكران واقعيات ، در مقابل حق موضعگيريهاى گوناگون دارند و حالات مختلف عوض مىكنند ولى در حالت اوليه باقى مىمانند .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 364 | على اكبر قرشى بنابى