18 -
وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ
.
اين آيه نمىگويد : اين عقيده و رويه در آنها از كجا پيدا شده بلكه با كلمهء
لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ
روشن مىكند كه خود مىبينند از اين بتان كارى ساخته نيست ، باز آنها را مىپرستند و مىگويند : اينها واسطههاى ما نزد خدا هستند ، در اينجا چند مطلب هست : اول آنكه : بتپرستان به وجود خدا ايمان داشتند . دوم اينكه : مرادشان شفاعت و كارسازى در امور دنيوى بود و گرنه آنها به آخرت ايمان نداشتند و مىگفتند :
وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ
انعام / 29 ، نظير اين آيه است آيهء :
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى
زمر / 3 كه منظورشان تقرب در دنياست سوم آنكه اختلاف پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله با آنها در وجود خدا نبود بلكه در معبوديت بود و همه مىگفتند : « اعبدوا اللَّه ربكم » نه اينكه بگويند : خدا هست ، چون وجود خدا را آنها قبول داشتند .
قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
.
يعنى : اگر واقعيت اين طور بود كه مىگوئيد خدا از آن خبر داشت و از آن خبر مىداد و اينكه خدا در آسمانها و زمين چنين چيزى نمىداند دليل نبودن چنين چيزى است ، على هذا نفى علم كنايه از نفى وجود آنهاست ، خدا پاك و برتر از آن است كه به او چنان شريكان قرار داده و عبادتشان كنيد ، بايد دانست منظور آن نيست كه در جهان شفيعان وجود ندارند بلكه منظور آنست كه : اصنام داراى چنين مقامى نيستند ، به هر حال اين آيه توحيد را از آلودگى به شرك پاك مىكند و اين پندار سخيف را كه موجود بيجانى چنان مقامى داشته باشد از بين مىبرد ، حاشا كه خدا به اين چيزها ولايت تكوينى داده باشد .