يكى از راههاى استدلال به قيامت در رابطه با « عدل » خداست كه در آخر سورهء « حجر » بيان كردهايم .
5 -
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
.
اين آيه در رابطه با
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ
است كه از جمله واسطههاى تدبير امور جهان آفتاب و ماه هستند و به حكم
وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ
با اذن خدا كار مىكنند ، منظور از منازل قمر ، محلهاى آن در فضا و در مسير خود است كه در حركت انتقالى ماهانه خود مرتبا جاى خود را عوض مىكند و در چشم ما ، اشكال گوناگون پيدا مىكند .
توضيح اينكه : ماه از اول ديده شدن به تدريج بزرگ مىشود و در شب هفتم نيم قرص آن را نور فرا مىگيرد و از هفتم باز بيشتر مىشود تا در شب چهاردهم همه قرص نورانى شده و به صورت بدر تمام مىآيد ، از شب پانزدهم از طرف ديگر شروع به كاستن مىكند و در شب بيست يكم فقط نصف قرص مىماند مانند شب هفتم ، بعد به تدريج كم مىشود و در شب بيست هشتم وارد محاق مىشود ، از اين شروع و تمام شدن ، ماهها و از ماهها سالها تشكيل مىشود لذا فرموده :
لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ
.
خدا اينها را به حق و از روى علت و غرض آفريده ، خدا اين آيات را به قومى كه مىفهمند و درك مىكنند بيان مىكند و اينها منتهى به
لِيَجْزِيَ الَّذِينَ . . .
مىشوند . پس منظور از حق آفريدن هدفدار بودن است ، هدف بنا بر بسيارى از آيات رسيدن به قيامت است ، قرآن كريم خلقت بدون آخرت را عبث مىداند
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ
مؤمنون / 115 .