6 -
إِنَّ فِي اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ
.
به نظرم اين آيه نيز در تكميل بيان سابق . و اشاره به نظم متقن جهان و لزوم آمدن پيامبران بشير و نذير است ، زيرا هم به ربوبيت و تدبير حق تعالى دلالت دارد و هم به هدفدار بودن ، منظور از اختلاف شب و روز پى در پى بودن آنهاست كه فوائدش در ذيل :
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . .
آل عمران / 190 گفته شده است .
مراد از آيات ، نشانههاى ربوبيت و داراى غرض بودن است . منظور از « يتقون » مىشود پرهيز از گناهان و قضاوت باطل باشد ، به هر حال مسئله منتهى شدن به معاد لازم است مانند :
وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ
آل عمران / 191 .
7 -
إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ آياتِنا غافِلُونَ
.
اين آيات و آيات بعدى نتيجه ايمان به وحى و به
إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً
و عدم آنست ، مراد از لقاء اللَّه ملاقات رحمت و عذاب خدا در آخرت است ، لقاء اللَّه را اميد ندارند يعنى به آن اعتقاد ندارند و در نتيجه به زندگى دنيا خوشنود شدهاند و دلهايشان با آن آرام گرفته و با آن سه وسيله از آيات خدا غافل ماندهاند آرى مشغول شدن به لذات مادى چنين حالت و صفت بى خبرى و بى اعتنايى را در انسان به وجود مىآورد و اين زاويه كه با حق و خدا پيدا شده پيوسته حادتر مىشود ، نتيجه آنكه :
8 -
أُولئِكَ مَأْواهُمُ النَّارُ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
.
آرى اين كسب و اين عملكرد منجر به دورى از خدا و جاى گرفتن در