و نيز حصهاى كه از روى عدالت باشد ، جمع آن اقساط است ( قاموس قرآن ) .
ضياء : ضوء و ضياء : نور . در مجمع البيان و كشاف گفته است : ضياء از نور ابلغ است ، شايد بدين جهت در آفتاب ضياء آمده و در قمر نور گفته شده . اقرب الموارد ضياء را بالذات و نور اكتسابى گفته است گويند : تقدير آن : « جعل الشّمس ذات ضياء و القمر ذا نور » است .
قدره : قدر ( بر وزن عقل ) و تقدير : اندازهگيرى و تعيين . « القدر و التقدير : تبيين كمية الشيء » تقدير آيه شايد : « قدر لهم منازل » باشد .
شراب : شرب ( بر وزن قفل ) : نوشيدن . شراب : نوشيدنى .
اختلاف : پى در پى آمدن ، بودن يكى خليفه و جانشين ديگرى .
يرجون : رجاء : اميد ، « لا يرجون » اميد ندارند ، رجاء و رجو گاهى به معنى خوف آيد على هذا « لا يرجون » يعنى نمىترسند .
دعواهم : دعوى به معنى دعا و خواندن است .
تحيتهم : تحيت از مادهء حيات هر دعا و ثنا و تعارفى است كه شخص در روبرو شدن با شخص ديگرى به زبان مىآورد . على هذا آن از سلام اعم است .
شرحها
مىشود گفت : آيهء :
أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً . . .
عنوان اين سوره است و همهء مطالب آن در همين زمينه يعنى انكار وحى از طرف مشركان و اثبات آن از جانب