تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
مسلمانان نيست و دربارهء اهل كتاب است ، من گفتم : هم دربارهء ما و هم دربارهء آنهاست « 1 » . روزى عثمان بكعب بن احبار ( يهودى كه مستشار خليفه شده بود ) گفت : چه مىگويى در حق كسى كه زكات واجبىاش را داده است آيا چيزى بر او واجب مىشود ؟ كعب گفت : نه ، و لو از طلا و نقره آجرها بسازد بر او چيزى واجب نمىشود ، در اين هنگام ابو ذر عصاى خود را بلند كرد و بر سر كعب كوفت و گفت اى پسر زن يهودى و كافر ترا چه رسد در احكام مسلمانان اظهار نظر كنى سخن خدا از سخن تو راستتر است كه مىفرمايد :
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
دقت در روايات نشان مىدهد كه در زمان خليفه زر اندوزى عادت بسيارى از مردمان شده بود ، عده‌اى از صحابه به آن مبتلا شده بودند فرياد ابو ذرها خفه شد و ليبرالها حكومت اسلامى را به سقوط كشاندند ، دنيا پرستى آفت پيشرفت و سبب سقوط است .
هامش
( 1 ) تفسير الميزان از در منثور .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 229 | على اكبر قرشى بنابى