تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
آنكه پانزده روز در مكه توقف فرمود با دوازده هزار نفر از مكه حركت فرمود ، ده هزار نفر از فاتحان مكه و دو هزار از تازه مسلمانها بودند . آن حضرت جاسوسى از ياران خود را براى كسب خبر پيش دشمن فرستاد او خبر آورد كه مالك بن عوف به ياران خود مىگفت : هر كس مال و خانواده‌اش را پشت سر خود حركت دهد ، غلاف شمشيرها را بشكنيد و در شكافهاى اين دره كمين كنيد ، محمّد تا به حال با كسى كه به فنون جنگ دانا باشد نجنگيده است . آن حضرت نماز صبح را با ياران خود خواند و به طرف حنين حركت كردند ، چون به درهء حنين رسيدند گروه‌هاى هوازن از هر طرف به سوى آنها حمله‌ور شدند ، قبيله بنى سليم كه در پيش بودند پا به فرار گذاشتند ، ديگران نيز بعد از آنها متفرق شده و فرار كردند ، به نقل عباس عموى آن حضرت ، فقط 9 نفر با آن حضرت ماندند كه دهمى پسر ام ايمن بود از جمله على ابن ابى طالب عليه السّلام كه پرچم به دست با آنها مىجنگيد . آن حضرت چون فرار مسلمانان را ديد به عباس كه صداى بلندى داشت فرمود فرياد كن و بگو : اى جماعت مهاجرين و انصار ، اى اصحاب بقره ، اى اصحاب بيعت شجره كجا فرار مىكنيد رسول خدا اينجاست . مسلمانان چون صداى عباس را شنيدند و دانستند كه آن حضرت پابرجا ايستاده است ، برگشته و شروع به جنگ كردند رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « الان حمى الوطيس انا النبى لا كذب انا بن عبد المطلب » اكنون تنور جنگ شعله‌ور شد منم پيغمبر بىآنكه دروغى در آن باشد ، من پسر عبد المطلبم از طرف خدا بر آن حضرت نصرت نازل شد ، هوازن متفرق و پا به فرار گذاشتند ، مسلمانان آنها را تعقيب كردند ، مالك ابن عوف فرار كرد و وارد طائف شد ، حدود صد نفر از دشمن كشته شد ، زنانشان