مكانى كه انسان براى كارى در آن مانده است ، موطن به معنى وطن و موقف جنگ است و جمع آن مواطن است .
فلم تغن : غنى : كفايت و بى نيازى
فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ
كفايت نكرد از شما حنين : بيابانى است ميان مكه و طائف كه جنگ معروف حنين در آن واقع شد و آن بر وزن حسين است .
ضاقت : ضيق : تنگى ، خواه تنگى مادى باشد يا تنگى سينه .
رحبت : رحب : وسعت و فراخى ، به سعهء صدر نيز اطلاق مىشود .
مدبرين : دبر ( بر وزن عنق ) عقب و پشت . مدبر : پشت كننده
وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ
پشت كنندگان بر گشتيد .
سكينه : سكون : آرام گرفتن بعد از حركت . سكينه : آرامش قلب و اطمينان خاطر ، آن مصدر است و به جاى اسم مصدر آمده مثل قضيه و بقيه .
نجس : ( بر وزن عمل ) : غير نظيف ، پليد . در مجمع البيان آمده :
« كل مستقذر نجس يقال : رجل نجس و امرأة نجس و قوم نجس » راغب گويد : قذاره دو گونه است ، يكى محسوس است ديگرى معنوى ، خدا مشركان را با وجه دوم وصف كرده است . « نجس :
پليد » .
عامهم : عام : سال . راغب گويد : آن مثل « سنه » است لكن سنه بيشتر در سال مشقت و قحطى به كار مىرود ، در قاموس قرآن گفتهام كه « عام » در سال خوشى به كار رود ، آن سال براى مشركان خوش بود كه اجازهء حج داشتند .
عيله : عيل و عيله : فقر و تنگ دستى « عال يعيل عيلا : افتقر » .