تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
حق است كه دربارهء آنها چنان دستورى داده شود زيرا بدترين موجودات زنده‌اند بدترين از جنبندگان بودن ظاهرا بدان علت است كه جنبندگان از مقتضاى غريزه كه خدا به آنها داده تجاوز نمىكنند ولى اينها از حدّ خود تجاوز مىكنند ، كلمهء
عِنْدَ اللَّهِ
ظاهرا معنايش آنست كه خدا چنين مىگويد و خدا چنين حكم مىكند .
فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
با فاء نتيجه مىرساند كه كفر در آنها رسوخ كرده و ايمان نمىآورند ، آرى كافرى كه اصلا ايمان نمىآورد شر الدواب است . 56 -
الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ
. بيان است براى
الَّذِينَ كَفَرُوا
لفظ « منهم » كه به معنى تبعيض است نشان مىدهد كه مراد قسمتى از
الَّذِينَ كَفَرُوا
است و تقدير آن « عاهدتهم منهم » است مراد كسانى از كفّار است كه با رسول خدا پيوسته پيمان عدم تعرض مىبستند و به اندك بهانه‌اى آن را مىشكستند چنان كه دربارهء يهود مدينه و كفار عربستان و قبائل عرب و غيره نقل شده است . آنها اعتنايى به عهد و پيمان خود نداشتند ،
وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ
يعنى از عهد شكنى پرهيز نمىكنند ، لازم است سيرى در جريان معاهده‌هاى آن حضرت با يهود و كفار ديگر ، بشود . 57 -
فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ
. ضمير « لعلهم » راجع است به « من » يعنى چون اين كفّار عهدشكن را در جنگ گير آوردى چنان با خشونت تار و مارشان كن كه كفارى كه پشت سر آنهاست رانده شوند و طمع حمله نكنند و بيدار شوند و عهد شكنى نكنند ، در فقه اسلامى آمده : اگر اسيران گرفته شوند در صورتى كه هنوز جنگ ادامه دارد ، آنها كشته مىشوند ، شايد چنان احكامى نيز از آيه مراد باشد يعنى تار و مارشان كن ، اسيرانشان را بكش تا ديگران بيدار شوند و پيمان شكنى نكنند . 58 -
وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ