سلم : ( بر وزن عقل ) صلح و سازش و مسالمت .
يوف : وفاء و ايفاء : تمام كردن . وفا به عهد : انجام دادن آن . توفيه :
تمام دادن حق .
يُوَفَّ إِلَيْكُمْ
: تمام داده مىشود به شما .
يخدعوك : خدع : حيله كردن ، فريب دادن . « ان يخدعوك » : اينكه فريب دهند تو را .
حسبك : حسب ( بر وزن عقل ) : كفايت .
حَسْبَكَ اللَّهُ
خدا براى تو كافى است ، اين تسميه ظاهرا براى آن است كه ميان كفايت كننده و كفايت شده حساب هست .
الف : الف ( بكسر اوّل ) پيوند و جمع شدن از روى رغبت . تأليف :
پيوند دادن
أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ
ميان آنها پيوند برقرار كرد .
شرحها
به دنبال جريان بدر در اين آيات از نقض عهد كفّار كه پيوسته پيمانشكنى مىكردند ياد شده و آن گاه دستور داده كه در جنگ با كفّار چنان قاطعيّت به خرج داده شود كه ديگران طمع به جنگ با مسلمانان نكنند و در صورت پيمان شكنى مقابله به مثل شوند ، ديگر آنكه مسلمانان بايد از لحاظ سرباز و تجهيزات هر چه بتوانند آماده شوند ، تا دشمنان با ارزيابى قدرت آنها از غلبه بر آنها مأيوس شوند و حمله نكنند و اگر دشمن مايل به صلح و سازش باشد از آن استقبال كنند و اگر دشمن به فكر حيله باشد با يارى خدا و ملت آنها را تار و مار كنند .
55 -
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
.
مىشود گفت كه اين آيه مقدمه است به دستور
فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ
يعنى