تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
خدا و مسلمانان تار و مار شدند ،
يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ . . .
در جاى دفاع از شرك و منع از توحيد است ، حال آنكه آنها سرپرستان آن نيستند كه منع كنند يا اجازه بدهند ، بلكه متوليان آن فقط مؤمنان هستند . 35 -
وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ
. علّت دوم وقوع عذاب بر آنهاست كه عبادتشان ملعبه و نمونه‌اى از جاهليت و نادانى بود .
وَ ما كانَ . . .
حال است نظير
وَ هُمْ يَصُدُّونَ
يعنى چرا خدا عذابشان نكند حال آنكه نمازشان در كنار كعبه فقط صفير زدن و كف زدن بود ، نقل شده عارى و بدون لباس بدور كعبه طواف كرده و كف مىزدند و صفير مىكشيدند .
فَذُوقُوا الْعَذابَ
نتيجهء صدّ و صلوة كذايى است ، عذاب همان تار و مار شدن تدريجى به دست مسلمانان بود . در الميزان فرموده : از دو آيهء فوق استفاده مىشود كه اگر كعبه با ممانعت از زيارت آن متروك شود نتيجه‌اش گرفتار شدن به عذاب الهى است ، على عليه السّلام در بعضى از وصيتهايش فرمود : خدا را خدا را در خانهء پروردگارتان كه اگر آن متروك ماند مهلت داده نمىشويد « 1 » .

نكته‌ها

نزول آيهء و اذ قالوا اللهم گفتيم : سياق و ظهور آيه آنست كه راجع به اهل مكه باشد و گويندهء آن همانها هستند كه در آيهء قبلى گفتند :
إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
ولى در اينجا رواياتى هست كه به ظاهر خلاف آن را مىرساند و حاكى است كه اين آيه
هامش
( 1 ) « اللَّه اللَّه فى بيت ربكم فانها ان تركت لم تنظروا » ( حكم نهج البلاغه ) .