كرده و او را بكشند ، بنى هاشم نمىتوانند با همه بجنگد در نتيجه به خونبها حاضر مىشوند ، اين رأى پذيرفته شد و مقدمات آن را فراهم كردند ، از بنى هاشم نيز ابو لهب با آنها همدست شد ، جبرئيل بر آن حضرت خبر آورد و دستور داد كه از مكه به مدينه هجرت نمايد ، آن حضرت على عليه السّلام را در جاى خود گذاشت و با ابو بكر از مكّه خارج شد ، كيد و تدبير خدا همان بود كه آن حضرت را از شرّ آنها نجات داد و هجرت از آنجا شروع شد ، صبح زود كه به خانهء آن حضرت ريختند على عليه السّلام را در بستر او يافتند ، گفتند : محمّد كو ؟ فرمود من نمىدانم ، به نقلى فرمود : مگر مرا نگهبان او كرده بوديد ، آيا نگفتيد كه او را از شهر خود بيرون خواهيم كرد ؟ خارج شد و رفت . . . گفتند : تو از شب ما را فريب دادهاى ، آن گاه از دور آن حضرت پراكنده شدند .
اين يكى از فضائل بزرگ حضرت ولى اللَّه الاعظم على بن ابى طالب بود كه با وجود احساس خطر در بستر آن حضرت خوابيد و آن شب به « ليلة الميت » مشهور است و در ذيل آيهء 207 بقره گفته شد .
30 -
وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ
.
اين پنجمين « اذ » در بيان الطاف خدا در بيان جريان « بدر » است و شايد عطف باشد بر
وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ . . .
، ترديد ميان حبس و قتل و اخراج حاكى از سه رأى اظهار شده است ، مكر و خير الماكرين در خداوند ، همان تدبير نيكو در مقابل مكر بد كاران و خنثى كردن مكر و حيله آنهاست ، چنان كه آن در بد كاران تدبير بد و ظالمانه مىباشد .
31 -
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
.