به هر حال اين آيه مىگويد : شما آنها را نكشتيد بلكه خدا آنها را كشت و تو اى پيغمبر نيانداختى آن گاه كه انداختى بلكه خدا انداخت ، منظور آنست كه :
پيروزى شما در اين جنگ مربوط به وسائل عادى نبود ، چگونه ميسر است يك گروه سيصد نفرى كه فقط دو اسب داشته و كمتر از ده شمشير و ده زره در اختيار آنها بود و در عين حال به گروه هزار نفرى كه همه داراى سلاح و تجهيزات جنگى آن زمان بودند غلبه كنند ، هفتاد تا از آنها را بكشند و هفتاد نفر اسير كنند و بقيه فرار نمايند ، و چگونه ميسر است يك مشت سنگريزه قومى را سبب ناتوانى و خوارى گردد .
جملهء
وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ . . .
عطف است بر مقدرى كه نقلش لازم نبوده مانند خذلان كفار يا غلبهء توحيد و نظير آن ، يعنى : خدا آنها را كشت تا توحيد را غلبه دهد و تا مؤمنان را از جانب خود با امتحان خوبى امتحان كند ، به نظر مىآيد مراد از آن چنان كه گفتهاند رساندن مسلمانان به غنائم جنگى و گرفتن اسيران و مانند آن است كه خدا استغاثهء مؤمنان را شنوا و به نيازشان داناست ، على هذا ضمير « منه » راجع به اللَّه است .
فاء در
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ . . .
نتيجهء است براى مواهبى كه در آيات
إِذْ تَسْتَغِيثُونَ
-
إِذْ يُغَشِّيكُمُ
-
إِذْ يُوحِي رَبُّكَ
ذكر شده است ، على هذا چنان كه در الميزان آمده آيهء 15 و 16 به طور جملهء معترضه است .
18 -
ذلِكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكافِرِينَ
.
در مجمع البيان آمده « ذلكم » و
وَ أَنَّ اللَّهَ
خبر مبتداى محذوف هستند تقدير آن « الامر ذلكم و الامر ان اللَّه موهن . . » است يعنى جريان همان بود كه گفته شد و حق آنست كه خدا كيد كافران را زايل مىكند . على هذا
وَ أَنَّ اللَّهَ . . .
بيان ذلكم است ، آيهء 14 كه گذشت نظير همين آيه است .