رجوع نيز معنى كردهاند ، رجوع شود به قاموس قرآن .
مأوى : جايگاه . اصل آن اوى به معنى نازل و منضم شدن است ( قاموس قرآن ) .
مصير : صير : رجوع ، انتقال و تحول . مصير ، هم مصدر ميمى آمده به معنى بازگشت و هم اسم مكان به معنى محل بازگشت ، در آيه معناى دوم مراد است .
ليبلى : ابلاء : آزمايش كردن . بلاء : امتحان و آزمايش ، اصل آن « بلى » به معنى كهنه شدن است ( قاموس قرآن ) .
موهن : وهن : ضعف و ناتوانى ، ايهان : ناتوان كردن ، موهن : سست كننده .
تستفتحوا : فتح : پيروزى . استفتاح : طلب پيروزى .
إِنْ تَسْتَفْتِحُوا
اگر طلب پيروزى كنيد .
دواب : دبّ و دبيب : راه رفتن آرام ، حركت خفيف . دابّة : جنبنده ، دواب : جنبندگان .
الصم : اصم : كر مادرزاد ، يا مطلق كر ، جمع آن الصمّ است .
البكم : ابكم : لال مادرزاد ، جمع آن بكم ( بر وزن عذر ) است ، اخرس :
مطلق لال .
شرحها
در اين آيات امر و نهىهايى است دربارهء جنگ و گوشههايى از جنگ تاريخى بدر و دستورى دربارهء اطاعت خدا و رسول و تجسمى از نافهمان .
15 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ
.
اين آيه در بيان حرمت فرار از جنگ به طور مطلق است دشمن هر قدر