تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
كه انداختى بلكه خدا انداخت و تا مؤمنان را از جانب خويش با آزمايش خوبى بيازمايد كه خدا شنوا و دانا است . 18 - جريان همان بود كه گفته شد و خدا سست كنندهء حيلهء كافران است . 19 - اگر پيروزى مىخواستيد ، پيروزى به سوى شما آمد و اگر بس كنيد براى شما بهتر است و اگر به جنگ برگرديد به نصرت مؤمنان برميگرديم ، آن وقت گروهتان به شما فائده‌اى نخواهد داشت هر چند زياد باشند كه خدا با مؤمنان است . 20 - اى اهل ايمان از خدا و رسولش اطاعت كنيد و از او روى مگردانيد با آنكه مىشنويد . 21 - نباشيد مانند كسانى كه گفتند : شنيديم ولى قبول نمىكنند . 22 - بدترين جنبندگان نزد خدا اين كران و لالان هستند كه تعقل نمىكنند . 23 - اگر خدا در نهاد آنها خيرى مىديد شنوايشان ميكرد و اگر در همين حال شنوايشان مىكرد با بى اعتنايى اعراض مىكردند .

كلمه‌ها

زحفا : زحف : نزديك شدن به تدريج . اصل آن به معنى برخاستن است با كشيدن پا . و نيز به معنى لشكر و جماعتى كه به دشمن نزديك مىشود ، آن در آيه حال است از
الَّذِينَ كَفَرُوا
يعنى چون كافران را در حال اجتماع ملاقات كرديد . تولوهم : توليه در آيه به معنى برگرداندن است
فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ
يعنى پشتها را به سوى آنها نگردانيد » ( فرار نكنيد ) . الادبار : ( دبر بر وزن شتر ) پشت ( مقابل جلو ) جمع آن ادبار است . متحرفا : حرف : طرف . متحرف ، كسى كه به يك طرف ميل مىكند . متحيزا : حوز : جمع كردن . حيز : مكان . متحيز : موضع گيرنده . فئة : گروه و دسته . باء : بوء : مساوات و قرين شدن « فقد باء » به تحقيق قرين شد آن را
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 106 | على اكبر قرشى بنابى