22 -
قالُوا يا مُوسى إِنَّ فِيها قَوْماً جَبَّارِينَ وَ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْها فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْها فَإِنَّا داخِلُونَ
مراد از « فيها » به قرينهء آيهء ما بعد و به قرينه
وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ
بقره / 58 شهرى از شهرهاى فلسطين است كه گويند نامش « اريحا » بود ، آيه كاملا روشن مىكند كه نافرمانى كرده و گفتند تا آن گروه جبار در آنجا هستند ما حاضر به دخول نيستيم .
23 -
قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
به نقل عياشى از حضرت باقر - صلوات اللَّه عليه - آن دو مرد عبارت بودند از يوشع بن نون وصى موسى و كالب بن يوفنا كه دو عموزاده بودند ، آن دو خداشناس و خدا ترس بودند و خدا نعمت ايمان و استقامت به آنها داده بود آنها گفتند : از دروازهء شهر وارد شويد چون وارد شديد غلبه خواهيد كرد و به خدا اعتماد كنيد .
24 -
قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ
آنها از گفتهء موسى و پيشنهاد آن دو نفر برآشفته و گفته خود را تكرار كردند و جملهء بىادبانهء :
فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا
را بر آن افزودند نظير اين بىادبىها در سورهء بقره « ادع ربك » گذشت . اين سخن از لجاجت و نافرمانى بيحد آنها حكايت مىكند ، خدا به رهبران توحيد رحمت كند چه رنجها از دست امتها كشيدهاند .
25 -
قالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ
اندوه و شكايت موسى بدرگاه خدا از دست آنهاست ، مراد از « فافرق »