يعنى عصا را انداخت و اژدها شد و ناگهان آن اژدها هر چه ساحران از چوبها و ريسمانها كه به دروغ جلوه مىدادند مىگرفت ، مىبلعيد ، تعبير
فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ
در سورهء طه / 69 ، شعراء / 45 نيز آمده است ، ممكن است كه با ارادهء خدا آنها در شكم اژدها مبدل به ذرات شده و در هوا پراكنده شدهاند و و شايد اژدها آنها را گرفته و بهر جا پراكنده باشد .
118 -
فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
.
يعنى حق در جاى خود قرار گرفت و آشكار شد و آنچه به باطل مىكردند پوچ و بىاثر گرديد ، اعجاز عصا و بطلان جادو بر همه روشن گرديد .
119 -
فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِينَ
.
يعنى فرعون و درباريانش در آن اجتماع عظيم مغلوب شده و خوار و ذليل از آن صحنه برگشتند . اما جادوگران حساب ديگرى داشتند كه فرموده :
120 -
وَ أُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ
121 -
قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ
122 -
رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ
جادوگران كه از ديدن اين جريان يقين كردند كار موسى جادو نيست خود را در حال خضوع به زمين انداخته و ايمان آوردند و گفتند ايمان آورديم به پروردگار جهانيان و آن وقت شايد براى رفع اين شبهه كه فرعون گويد : رب منم ، اضافه كردند : همان كه پروردگار موسى و هارون است .
123 -
قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
.
ابتداء از لحاظ تفرعن و تكبر گفته : پيش از آنكه من اجازه دهم به موسى ايمان آورديد ؟ اين حاكى از نهايت طغيان و تكبّر است ، آن گاه متّهم نمود كه در باطن با موسى ملاقات كرده و قرار گذاشتهايد كه چنين وضعى پيش آوريد و