نكتهها
مار و عصاى موسى : معجزهء انبياء خارج از قوانين اين جهان نيست ولى بشر به آن راه ندارد ، بسيارى از چيزها در جهان معجزه هستند با آنكه ما آنها را عادى و طبيعى مىدانيم ، در اين گونه موارد فرق ميان طبيعى و معجزه آن است كه طبيعى را بسيار ديده و فورمول آن را دانستهايم و گرنه هر دو معجزهاند .
مثلا مبدل شدن تخم مار به مار همان قدر معجزه است كه مبدل شدن عصا به مار ، ولى تكرار پديد آمدن مار از تخم آن را طبيعى نشان داده است و اگر خدا مقدر مىفرمود كه از اول ، مارها از درخت برويند اكنون آن را طبيعى دانسته و توليد مار را از تخم خلاف طبيعت مىدانستيم .
همچنين مبدل شدن يك سلّول نامرئى ( نطفه ) به يك شتر و مبدل شدن سنگ به شتر هر دو معجزهاند ولى اولى را بسيار ديده و آن را طبيعى مىناميم و ديگرى را غير طبيعى ، لذا تولد شتر را از مادر ، طبيعى و آمدن ناقهء صالح از سنگ را معجزه گفتهايم اما با دقت نظر خواهيم ديد كه تبديل سلّول به شتر در اعجوبه بودن كمتر از تبديل سنگ به شتر نيست .
امروز مسلّم شده كه مادهء اوليهء تمام اشياء عالم يكى است ، اختلاف اشياء در اثر اختلاف ترتيب اتمهاست ، قلب انسان ، نوك آهنين قلم و آب دريا همه از يك چيز و يك ماده به وجود آمدهاند ، پس مادهء اوليهء عصا و مار هر دو يكى است ، خدا مىتواند با تغيير ترتيب اتمها عصا را به مار و مار را به عصا تبديل كند و نيز با آن تغيير ، آب را به سنگ و سنگ را به آب تبديل نمايد .