است « 1 » مراد از
لا تَبْخَسُوا . . .
به نظرم آنست كه اشياء مردم را به هنگام خريد و فروش تعييب نكنيد مثلا ميگفتهاند : اين جنس بدى است ، به درد نمىخورد .
على هذا
فَأَوْفُوا الْكَيْلَ . . .
. راجع به نقصان كمى ،
وَ لا تَبْخَسُوا . . .
راجع به نقصان كيفى است . به نظرم مراد از اصلاح زمين ، اصلاح آن به وسيلهء خدا با ايجاد نظم و هدايت انسان است يعنى پس از آنكه خدا زمين را با ايجاد نظم و آفريدن وسائل و هدايت انسانها ، اصلاح كرده ، در آن با ايجاد خفقان ، دزدى ، هتك ناموس ، قتل نفوس و مانند آن به وجود نياوريد « 2 » آن گاه فرموده :
ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
.
مراد از « ايمان » به نظرم تسليم عملى است ، يعنى اگر تسليم شده و عمل كنيد به نفع شماست .
86 -
وَ لا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِراطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ تَبْغُونَها عِوَجاً
.
به نظر مىآيد كه ضد انقلابيون در گذرگاهها نشسته ، پيروان شعيب را ترسانده و از پيروى او مانع مىشدهاند ، على هذا « تصدون » نتيجهء « توعدون » مىباشد . كلمهء
وَ تَبْغُونَها . . .
چون به او او آمده لذا مطلب مستقلى است يعنى :
ديگران را از راه خدا باز مىداريد و خود نيز منحرفيد و راه خدا را كج ميرويد ، « توعدون - تصدون » حال است از فاعل « تقعدوا » يعنى : با اين غرض در راهها ننشينيد .
وَ اذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمْ وَ انْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ
.
هامش
( 1 ) در تفسير صافى فرموده : معجزهء شعيب در قرآن ذكر نشده و در اخبار نيز آن را نيافتيم .
( 2 ) گفتهاند : پس از آنكه خدا زمين را به وسيله عمل انبياء و پيروانشان اصلاح كرده است .