در اينجا دو چيز را گوشزد كرده است يكى نعمت خدا كه آنها را كثرت نسل داده و عددشان را زياد كرده است ، زياد شدن متناسب نفوس ، باعث تقويت قوم و تسهيل كارهاست .
دوم تهديد كرده كه به بينيد عاقبت قوم نوح و هود و صالح و غيره كه مفسد بودند چه شد .
87 -
وَ إِنْ كانَ طائِفَةٌ مِنْكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَ طائِفَةٌ لَمْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ
.
چون خطابهاى گذشته راجع به كفار بود ، ظهور « فاصبروا » در آنست كه خطاب به هر دو گروه باشد على هذا منظور آنست كه يارانش استقامت ورزند و منتظر پيروزى باشند ، دشمنانش نيز از ارعاب و تهديد دست بردارند كه در آينده پشيمان نشوند ، چون داورى خدا در پيش است .
88 -
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا قالَ أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ
عكس العملى است از اشراف قوم و مستكبران كه با لحن آمرانه گفتند :
يا بايد خود و پيروانت به دين ما باز گرديد و يا از شهر بيرونتان مىكنيم .
ظهور
لَتَعُودُنَّ . . .
در آنست كه ، جامعهء آنها پيش از بعثت شعيب يك رنگ بود ، فكر كردهاند كه آن حضرت نيز بتپرست بوده است ، به نظر بعضى ، عود در آيه به معنى صيرورت و دخول است ، يعنى تا در دين ما داخل شويد ، شعيب در جواب فرمود : با وجود مكروه داشتن دين شما چطور به آن برمىگرديم ؟ ! يعنى تبعيد را قهرا مىپذيريم .
89 -
قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنا فِي مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا