در راه خدا و راه شرك رفتن است « 1 » و در آيهء مورد تفسير « يصدون » به معنى اعراض و « يبغونها » عبارت آخراى آنست ، يعنى كسانى كه از راه خدا و دين اعراض مىكنند و راه خدا را كج مىروند و در عين حال به آخرت ايمان ندارند . ولى در آياتى كه
مَنْ آمَنَ
آمده ، « يصدون » به معنى منع ديگران از راه خدا و كج رفتن آن ، اضلال ديگران است .
46 -
وَ بَيْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوها وَ هُمْ يَطْمَعُونَ
يعنى ميان اهل بهشت و اهل جهنم حائلى است و در بلنديهاى آن حائل مردانى قرار گرفتهاند كه همهء اهل محشر را با علامت آنها مىشناسند ، فاعل
لَمْ يَدْخُلُوها وَ هُمْ يَطْمَعُونَ
أَصْحابَ الْجَنَّةِ
است يعنى : اهل اعراف در حالى اهل بهشت را ندا مىكنند كه هنوز اهل بهشت وارد بهشت نشدهاند ولى طمع دارند كه داخل شوند « 2 » على هذا الف و لام « الاعراف » اشاره به حجاب است و طمع كنندگان اهل جنت هستند نه اهل اعراف ، در نكتهها مردان اعراف معرفى خواهند شد .
47 -
وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ أَصْحابِ النَّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
.
همين اصحاب اعراف پس از سلام دادن به اهل بهشت چون به طرف اهل آتش نگاه مىكنند مىگويند : خدايا ما را با اينها يك جا مكن .
48 -
وَ نادى أَصْحابُ الْأَعْرافِ رِجالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيماهُمْ قالُوا ما أَغْنى عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ
.
آنها ظاهرا پيشوايان ستمگر مىباشند زيرا وصف جمع مال و تكبر در
هامش
( 1 ) يبغونها عوجا به معنى « يسلكونها منحرفا » است نظيروَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا.
( 2 ) لفظلَمْ يَدْخُلُوها . . .حال است از اصحاب الجنة .