آنها جمع است ، علامت اينكاره بودن در قيافهء آنها مجسم است ، « رجالا » نشان مىدهد كه آنها گروهى است نه همهء اهل محشر ، به هر حال اهل اعراف به آنها مىگويند : جمع مال و گردن كشى شما را از اين عذاب مصون نكرد و آن اسباب از شما بريده شد « 1 » .
49 -
أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ
.
مراد از « هؤلاء » اهل بهشتند . يعنى اهل اعراف در تتمهء كلام خود به مستكبران مىگويند : آيا اين اهل بهشت همانهايى هستند كه قسم خورديد خدا رحمتى به آنها نخواهد رسانيد ؟ ! ، آن گاه به اهل بهشت مىگويند : داخل بهشت شويد نه از آيندهء نعمتها هراسى براى شما هست و نه از كمبود فعلى اندوهگين ميشويد ، اين استفهام براى محكوم كردن مستكبران است .
50 -
وَ نادى أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ
.
لفظ افاضه و ريختن نشان مىدهد كه جايگاه اهل بهشت بالاتر از اهل آتش است ، « نادى » حاكى از آنست كه اين خواستن با فرياد خواهد بود ولى جواب منفى است كه خدا اين نعمتها را بر كافران حرام كرده است . شايد تنها ذكر شدن آب براى آنست كه به آن بيشتر احتياج دارند .
51 -
الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا
وصف كافران است ، از اين معلوم مىشود كه دين يك مكتب و يك راه واقعى است و فقط با آن مىشود به خدا رسيد و هر كس دين را يك عامل مشغول كننده و باز دارنده و بازى و خيالى بداند ، حتما به خدا نخواهد رسيد و غير خدا همان
هامش
( 1 ) « ما » درما كُنْتُمْمصدريه و تقدير آن « ما اغنى عنكم جمعكم و استكباركم » در صافى از امام صادق عليه السلام نقل شده :
« رجالا من اهل النار و رؤساء الكفار » .