داشت ، چنان كه از حضرت باقر صلوات اللَّه عليه نقل شده است « 1 » وصف نهرهايى كه از زير پاى آنها روان است در سورهء بقره گفته شده و در سورهء قتال خواهد آمد . به نظرم علامه در الميزان فرموده است لفظ
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ
حاكى است كه آنها در قصرهاى بلند بهشت ساكن خواهند شد .
وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ
در جاهاى متعدد از قرآن مجيد گفتارهايى از اهل بهشت نقل شده كه اين جمله قسمتى از آنهاست و با اين كلمات اقرار خواهند كرد كه وسائل امروز آنها را خدا در دنيا فراهم آورده است و آنها را مورد امتنان قرار داده است ، لفظ
لَقَدْ جاءَتْ . . .
به نظرم اشاره به قسمت اهم آن وسائل است كه هدايت به وسيله انبياء مىباشد .
وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
شايد به كار رفتن كلمه ارث براى آن باشد كه ديگران بهشت را گذاشتند و ترك كردند و شما با عمل خود آن را به ارث برديد . در مجمع البيان روايت شده :
براى هر انسان منزلى در بهشت و منزلى در آتش هست ، كافر منزل مؤمن را در آتش به ارث مىبرد و مؤمن منزل كافر را در بهشت .
نگارنده گويد : در اين صورت مؤمن نصف بهشت را به ارث برده است حال آنكه قرآن همه آن را مىگويد چنان كه در اين آيه مىبينيد و نيز در آيهء
تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِيًّا
مريم / 63 ، چون بهشت و نعمتهاى اخروى « ماندهء » اعمال دنيا هستند و اين ماندههاى اعمال ، به انجام دهندگان اعمال مىرسد شايد از اين جهت لفظ ارث به كار برده شده است به نظر مىآيد
هامش
( 1 )
تفسير صافى « عن الباقر عليه السلام العداوة تنزع منهم »
على هذا ديگر از گفتگو با دوستان و آشنايان بهشتى هيچ عقدهاى كه ناراحت كند در دل آنها به وجود نخواهد آمد .