دلاهما : لغزش و سقوط داد به آنها . يعنى از تصميمشان بازداشت . آن از « تدلية الدلو » است يعنى فرستاد دلو را به چاه .
ذاقا : ذوق : چشيدن . « ذاقا » : چشيدند آن دو . مراد شروع به خوردن و خوردن اندك است .
طفقا : شروع كردند . در سورهء طه / 121 نيز آمده است .
يخصفان : خصف : چسباندن و قرار دادن « يخصفان » قرار مىدهند .
مستقر : قرارگاه و محل استقرار . به معنى استقرار نيز آيد ( مصدر - اسم مكان ) .
متاع : هر آنچه از مال دنيا مورد بهره قرار گيرد متاع است و هر چه از آن لذت برند .
حين : وقت . كم باشد يا دراز . مراد از آن در اينجا مصداق دوم است .
شرحها
آيات شريفه بقيهء ماجراى گذشته را بيان مىكند كه به آدم و زنش دستور سكونت در آن باغ مىرسد ، آن گاه با اضلال و وسوسهء شيطان مرتكب خلاف مىشوند و در نتيجه از آن محل رانده شده و در زمين استقرار مىيابند .
19 -
وَ يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ
.
در جريان سجده از زوجهء آدم خبرى نبود ، ولى در سكنى گزيدن زوج او نيز آمده است ، مراد از « جنة » ظاهرا باغى است كه آدم و زوجهاش در آن بودند ، جمله « فكلا . . . » روشنگر حد و مرز در زندگى است و نشان مىدهد كه حرامها در مقابل حلالها اندك است .
فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ
نتيجه خوردن از درخت است ، مراد ظالم بر خويش بودن و خود را به زحمت انداختن است در