شما دشمن آشكارى است ؟
23 - گفتند : پروردگارا ما به خويشتن ستم كرديم و اگر ما را نيامرزى و رحم نكنى حتما و قطعا از زيانكاران خواهيم بود .
24 - گفت : خارج شويد ( در وضعى كه ) بعضى از شما دشمن بعض است و براى شما در زمين قرارگاه و متاعى است تا وقتى .
25 - گفت : در آن زندگى مىكنيد و در آن مىميريد و از آن خارج مىشويد ( دوباره زنده مىشويد ) .
كلمهها
اسكن : يعنى سكنى و مسكن اختيار كن . امر بسكنى است نه سكون .
فكلا : تثنيهء « كل » است يعنى : بخوريد شما دو نفر .
شئتما : يعنى خواستيد شما دو نفر . مصدر آن شىء است « شاءه شيئا » .
شجرة : شجر : درخت . واحد آن شجره است ، مثل ثمر ، ثمرة .
وسوس : وسوسه : سخنى كه در باطن انسان هست ، خواه از شيطان باشد يا از انسان « وسوس له » يعنى خيرخواهى را به نظر او آورد .
ليبدى : به دو : ظهور . ابداء : ظاهر كردن . « ليبدى » : تا ظاهر كند .
و ورى : مواراة : پوشيدن و مستور كردن « و ورى » ( به صيغهء مجهول ) :
مستور شد .
سوأتهما : سوأة : چيزى كه آشكار شدنش ناپسند باشد ، از « سوء » به معنى بدى . مراد از آن در اينجا آلت تناسلى مرد و زن است ( فرج و آلت رجوليت ) سوآت جمع سوأة است .
ملكين : دو فرشته . تثنيهء ملك ( بر وزن شرف ) است .
قاسمهما : قسم ( بر وزن شرف ) سوگند . مقاسمه نيز به همان معنى است « قاسمهما » : سوگند اكيد ياد كرد به آن دو .