تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
ذليلان هستى . 14 - گفت : مرا تا روزى كه مردم زنده مىشوند مهلت بده . 15 - گفت : تو از مهلت داده شدگانى . 16 - گفت : براى اينكه مرا گمراه كردى ، در راه راستت براى ( اضلال ) آنها مىنشينم . 17 - سپس حتما از جلو رويشان و از پشت سرشان و از راستشان و از چپشان مىآيم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت . 18 - گفت از آن ( منزلت ) مذموم و مطرود بيرون شو ، هر كس از آنها پيروى تو كند ، جهنم را از شما به طور حتم پر خواهم كرد .

كلمه‌ها

مكناكم : تمكين : قدرت و امكان دادن . « مكناكم » امكان و قدرت داديم به شما . معايش : وسائل زندگى . مفرد آن معيشت است ، آن گاهى مصدر است . به معنى زندگى مثل « معيشة ضنكا » و گاهى اسم است به معنى وسيلهء زندگى مثل خوراك و پوشاك . صورناكم : صورت : شكل . جمع آن صور ( بر وزن صرد ) است . تصوير : شكل دادن . اسجدوا : سجود در اصل به معنى خضوع و اظهار فروتنى است و در شرع سجدهء معروف اسلامى است . ابليس : ايلاس : يأس و نوميدى ، ظاهرا شيطان را از آن ابليس گفته‌اند كه از رحمت خدا مقطوع و نوميد است ( قاموس قرآن . بلس ) 11 بار در قرآن آمده است . طين : ؟ ؟ ؟ به قول راغب آن خاك آميخته به آب است ، گاهى خشكيدهء