خدا بخشوده شود ولى سيئات و حسنات يكديگر را از بين نخواهند برد چنان كه فرموده :
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
على هذا اگر سيّئات آمرزيده نشد شخص در مقابل آنها عذاب ديده سپس راهى بهشت مىشود .
خواجه نصير طوسى در « تجريد الاعتقاد » فرموده : احباط باطل است زيرا مستلزم ظلم است و نيز خدا فرمايد :
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ . . .
علامهء حلى در شرح آن فرموده : جماعتى از معتزله به احباط و تكفير قائل شدهاند ، معنى احباط و تكفير آن است كه : ثواب متقدم انسان با گناهى كه بعدا كرده از بين مىرود و يا گناهان قبلىاش با ثواب بعدى ساقط مىگردد ، ولى ارباب تحقيق اين قول را رد كردهاند ، دليل بطلان اين سخن آن است : كسى كه گناهش بيش از ثوابش از بين برود مانند كسى خواهد بود كه عمل خوبى نكرده است و اگر حسناتش بيشتر باشد مانند كسى خواهد بود كه گناهى از او سر نزده است و نيز خداوند فرموده :
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ . . .
.
مرحوم شيخ مفيد در اوائل المقالات تحت عنوان « القول فى تحابط الاعمال » فرموده : ميان معاصى و طاعات و ميان ثواب و عقاب تحابطى نيست ، اين عقيدهء جماعتى از اماميه و مرجئه است ولى بنو نوبخت قائل به تحابط هستند و در اين عقيده موافق معتزله مىباشند ، مجلسى رحمه اللَّه در بحار ج 5 ص 332 فرموده :
مشهور ميان متكلّمين اماميه آن است كه : احباط و تكفير باطل است .
نگارنده گويد : آيهء
وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً
توبه / 102 نيز ظاهرا با قول به احباط و تكفير مخالف است .
على هذا
خَفَّتْ مَوازِينُهُ
مخصوص كفار است ، مؤمنين گناهكار در رديف
ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ
هستند النهايه اگر قابل عفو و شفاعت نشوند مدتى عذاب خواهند ديد و اللَّه اعلم .