فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ . . .
قارعه / 6 - 9 ، معلوم نمىشود كه مراد از ثقل و موازين چيست ؟
همچنين از
فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ . . .
در اين سوره ، ولى جملهء
وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ
بنا بر آنچه اختيار كرديم كليد فهم همهء اينهاست و دانستيم كه اولا سنگين و وزين بودن عمل مطابق واقع بودن آن است ثانيا موازين عبارتند از اعمال ، آن هم اعمال نيك كه ثقل آنها موجب فلاح است .
ثالثا : خفت موازين راجع به اعمال نيك است كه مطابق حق و فرموده خدا نيستند .
سؤال : اگر گويند : آيهء
وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ
انبياء / 47 صريح است در اينكه روز قيامت ترازوهاى عدالت نصب خواهد شد ، در اين صورت اعمال با آنها توزين خواهد گرديد ؟
گوئيم : اين سنجش با آنچه اختيار كرديم منافات ندارد ، پس از آنكه ثقيل بودن روشن شد اندازهء آن با ترازوها معلوم مىشود ، يعنى اعمال حق را وزن و اندازهگيرى مىكنند .
در بحار از معانى الاخبار نقل شده كه : امام صادق عليه السّلام فرموده مراد از موازين قسط ، انبياء و اوصياء مىباشند
« هم الانبياء و الاوصياء »
« 1 » و در زيارت على عليه السّلام آمده :
« السلام على . . . ميزان الاعمال »
على هذا مقياس و ميزان سنجش انبياء و اوصياء هستند ، سنجش اعمال معين مىكند كه اعمال مؤمنان نسبت به اعمال انبياء تا چه حد است ، مؤيد اين سخن جمع آمدن « موازين » است يعنى هر عملى ميزانى دارد .
اگر گويند : بنا بر آنچه شما اختيار كرديد ثقل اعمال اعتبارى است حال
هامش
( 1 ) تفسير برهان ذيل آيهء 47 از سورهء انبياء .