تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
بدعت ديگرشان آن بود كه مقدارى از چهارپايان و زراعت را معين كرده و مىگفتند : اينها به همه حرام است مگر كسى كه ما معين كنيم ، نقل شده كه آن را فقط به خدمتكاران بتان حلال مىدانستند آن هم خدمت‌كاران مرد ، « بزعمهم » حاكى است كه اين ساختهء خودشان بود .
وَ أَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها وَ أَنْعامٌ لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا
. لفظ
وَ أَنْعامٌ
تقديرش « هذه انعام » يا « و لهم انعام » است مراد از انعام اول كه حرام مىدانستند ظاهرا همان بحيره ، سائبه و مانند آن است كه در سورهء مائده / 103 گفته شد كه سوار شدن به آنها را حرام مىدانستند . و منظور از انعام دوم گويند همان بود كه وقت ذبح آنها نام بتان را ياد مىكردند يا اصلا نامى ياد نمىكردند .
افْتِراءً عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِمْ بِما كانُوا يَفْتَرُونَ
. يعنى آن را به خدا نسبت داده و از احكام دين مىشمردند و مىگفتند : خدا چنين فرمان داده است . 139 -
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ
بدعت ديگرشان آن بود كه اگر چهارپايان بحيره و سائبه حامله مىشد مىگفتند بچه‌هاى آنها فقط براى مردان حلال است و اگر بچه مرده به دنيا مىآيد مرد و زن از آن مىخوردند و به همه حلال بود ، بقولى مراد از
ما فِي بُطُونِ
شير آنهاست ولى آمدن لفظ « ميته » اين احتمال را ضعيف مىكند .
سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ
. تقدير آن « بوصفهم » است يعنى بواسطهء اين توصيف ناحق ، خدا مجازاتشان