تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
138 - گفتند : اين حيوانات و زراعتى است حرام ، هيچكس جز آنكه ما بخواهيم از آن نخورد ، و اين چهارپايانى است كه سوار شدنشان حرام است و چهارپايانى دارند كه نام خدا را بر آن ياد نمىكنند ، افترايى است بر خدا ، خدا حتما بر دروغى كه مىسازند سزايشان مىدهد . 139 - و گفتند : آنچه در شكم اين چهارپايان هست خاص مردان ما است و بر زنان ما حرام است ، و اگر مرده باشد همه در آن شريكند ، به زودى خدا سزاى وصف ناحق كردنشان را مىدهد كه خدا حكمتكار و داناست . 140 - كسانى كه اولاد خود را از روى سفاهت و نادانى كشتند و آنچه خدا روزيشان كرده با افترا بستن به او حرام كردند ، به خسران افتادند ، حقا كه گمراه شدند و هدايت يافته نيستند .

كلمه‌ها

ذرء : آفريدن . به قولى آفريد بدون نقشه قبلى ، اصل آن به معنى ظهور است . حرث : كاشتن و كشت . اسم و مصدر هر دو آمده است در اينجا معناى دوم مراد است . نصيب : بهره . سهيمه . زعمهم : زعم : قول باطل و دروغ . ليردوهم : ردى : هلاكت ارداء ، به هلاكت انداختن . « ليردوهم » : تا به هلاكت كشند آنها را ليلبسوا : لبس ( بر وزن عقل ) مشتبه و مختلط كردن « ليلبسوا » تا مشتبه كنند . يفترون : فرى : قطع و شكافتن . افتراء : جعل دروغ و از خود چيزى