بشر به تنهايى و بدون پيامبران قدرت ندارد كه همهء راهها را با عقل خود بپيمايد ، نبوت دليل عدم توانايى بشر در مسير توحيد و راه راستين است .
84 -
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ
اسحاق پسر يعقوب و يعقوب پسر ابراهيم است
كُلًّا هَدَيْنا
نشان مىدهد كه هر يك مستقلا پيغمبر بودهاند چنان كه
نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ
نيز همين دلالت را دارد ، لفظ « وهبنا » نشان مىدهد كه فرزندان برجستهاى بودند
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
.
لفظ
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ
تقديرش « و هدينا من ذريته » است .
ضمير « ذريته » بنا بر سياق آيه راجع است به ابراهيم ، گفتهاند : در اين صورت بايد لوط و الياس از ذريهء ابراهيم باشد . گوئيم : اما الياس ، ظهور آيه در آن است كه از ذريه ابراهيم عليه السّلام بوده است و در مجمع البيان از ابن عباس و محمّد بن اسحاق و غيره ، نقل شده : او از انبياء بنى اسرائيل و از فرزندان هارون برادر موسى بود ، آيهء :
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ
عنكبوت / 27 نيز مؤيد برگشت ضمير به ابراهيم است اما لوط كه خواهرزادهء ابراهيم بود مىشود گفت كه براى تغليب آمده است ، روايات نيز كه خواهد آمد حكايت از برگشتن ضمير « ذريته » به ابراهيم دارد . به قولى ضمير « ذريته » راجع به نوح است ولى اين بر خلاف سياق آيه است .
لفظ
وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
حاكى است كه از اوصاف ممتاز آنها احسان و نيكوكارى بود و انعام : و در « نكتهها » اين مسئله روشن خواهد شد كه چرا اين پيامبران بسه گروه تقسيم شده و از صفات ممتاز هر يك ذكرى است