ممنوع مىشود كه جز خدا ياورى و واسطهاى ندارد و هيچ عوضى از او قبول نمىشود ، به عبارت ديگر در حالى ممنوع از رحمت مىشود كه تمام وسائل مادى از دست او رفته و چارهاى نداشته باشد
أُولئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ
عاقبت ممنوع بودن است ، علت حرمان از رحمت ، عمل آنهاست توأم با انكار حق ، شراب جوشان در آيات ديگرى نيز آمده است ، اينها يك خبر صحيح هستند از كيفيت آن جهان نعوذ باللّه من العذاب .
71 -
قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُنا وَ لا يَضُرُّنا وَ نُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُ
.
منشأ پرستش جلب منفعت و دفع ضرر است ، انسان خود را از دفع ضررها و جلب منافع عاجز مىبيند لذا مىخواهد به كسى و مبدئى روى آورد كه اين كار از او ساخته است به همين علت بايد به خدا روى آورد و از معبودهاى باطل دورى كرد . بلى هستند بندگان ممتازى كه از اين مرحله بالاتر رفتهاند چنان كه از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده فرمود : « ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنتك بل وجدتك اهلا للعباده فعبدتك » رد بر اعقاب كنايه است از ترك هدايت و رفتن به ضلال و يا اين مطلب دربارهء ياران آن حضرت صادق است و گر نه بالضرورة آن حضرت پيش از بعثت مشرك نبوده است ، و شيعه و ائمهء معصومين عليهم السّلام بر اين اتفاق دارند .
كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ لَهُ أَصْحابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا
.
يعنى در صورت رد بر اعقاب و ترك هدايت مانند كسى مىشويم كه شياطين